![]() |
![]() |
|
|
پس زندگي خواهيم كرد و دعا خواهيم خواند و آواز خواهيم خواند و قصه هاي قديم خواهيم گفت و خواهيم خنديد به شاپرك هاي زرين. و خواهيم شنيد مشتي مفلوك بدفرجام بد طينت از تازه هاي دربار سخن خواهند راند... .ما نيز از برآمدگان و برافتادگان از مغضوبان و محبوبان سخن خواهيم گفت، ودر باب رمز و راز جهان خواهيم انديشيد، انگار كه از خفيه نويسان خدائيم. وما بر جا خواهيم ماند ، در چهار ديوار زندان ، شاهد خواهيم بود رمه ها ودسته ها ،بزرگاني را كه فراز وفرودشان به جزر و مد ماه باز بسته است شكسپير شاه لير به لطف او گويي از بار غم آزاد آمدم زندگي چند روزي شرايط عادي دارد تا بازهم به دور باطلي از درس و تست و نكته و ديگر هيچ بيفتم و در اين وانسفا ديگر حتي شرق و هم ميهن نيز نخواهم خواند ديگر آف هايم را چك نخواهم كرد و حتي ديگر به خودم فكر نخواهم كرد…. من و هزاران تن مثل من در گرداب سهمگين كنكور دست وپا خواهيم زد و چشم به انتهاي اين گردابه غرقه به خون خواهيم داشت غافل از اينكه آن ديگري اكنون حتي به فكر پركردن باك كشتي چند صد ميليوني اش نيست و از حالا جايش را رزرو مي بيند... باشد تا روزي كه مي دانم هرگز نخواهد آمد براي حال زندگي كنيم و آينده را فراموش كنيم... |
|
+ نوشته شده در
جمعه یکم تیر 1386ساعت 10:41 توسط نیما |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
تنها بدان خدائی ایمان دارم که رقصیدن بداند
|
| نوشته های پیشین |
|
تیر 1386 اردیبهشت 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 |
| نویسندگان |
|
نیما نیما |
| پیوندها |
|
پسر آریایی صیاد 3 کشک رویای آریایی فوژان حذفیات قمار عاشقانه تورج عاطف |
|
RSS
|