تبليغاتX
صیاد
بــــــــــــــــــله! شاهکارهای املایی صدا و سیما همچنان ادامه داره. قبلا که روی کاور خبرنگارها مینوشتن Perss به جای Press، حالا هم یه شاهکار دیگه زدن! به عکس زیر نگاه کنین.

 


فکر کنم متوجه شدین مشکل کجاست، نه؟ بله ... To Condom Israel! شاید من اشتباه میکنم ولی قبلنا نمیگفتیم Condemn؟؟؟

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم دی 1385ساعت 13:10  توسط نیما | 
بنا به خواسته دوستم نیما منم تو این یلدا بازی شرکت میکنم! بازیه باحالیه. این زنجیره از سلمان شروع شده و بعد از گذشتن از هفت خان حالا به من رسیده! حالا قضیه این بازی چیه؟! بهتره از زبان خود سلمان بشنوید:«کسی شروع می کنه و 5 نکته از چيزهايی که احتمالا خوانندگان وبلاگش در مورد شخصيت او نمی دونند می نويسه و در آخرش هم 5 نفر را معرفی می کنه. اون 5 نفر هم به همين ترتيب 5 نکته از چيزهايی که کمتر کسی در مورد شخصيت اون ها می دونه را می نويسند و هر کدوم 5 نفر ديگه را معرفی می کنند و همين جوری ادامه پيدا می کنه.»

 اینم ۵ تای من:

۱- اولین باری که وودکا خوردم رو عمرا فراموش نمیکنم. ۳ سال پیش بود و منم شب خونه خواهرم خوابیده بودم. ساعت ۳ صبح بود که از شدت تشنگی بیدار شدم. به زور تونستم تو تاریکی راهمو به آشپزخونه پیدا کنم. رفتم در یخچالو باز کردم و دنبال آب گشتم. یه بطری آب معدنی بود که ای کاش اونو ور میداشتم! ولی نه یه بطری شیشه ای بود که روش نوشته بود Aqua (به لاتین یعنی آب). منم دیدم این یکی بطریش خوشگلتره گفتم همینو میزنم تو رگ. تا نصف بطری رو میل کردم که یهو برق از ۳ فازم پرید! چشم کور دندم نرم کاش بطری بی ریخته آب معدنی رو میخوردم!

۲- من تا ۱۸ سالگی آبجو رو مشروب حساب نمیکردم  

۳- توی مجالسی که همه شاخن همیشه شاخ میشم. با اینکه اطلاعاتم کمتره ولی مدل صحبت کردنمو ۱۸۰ درجه عوض میکنم انگار نه انگار که اصن حالیم نیست اینا چی میگن! تا حالا خوشبختانه سوتی ندادم ولی یه حسی بهم میگه به زودی بد سوتی میدم 

۴- یکبار بشدت ضایع شدم اونم توسط دادشم جلو همه پسر و دختر داییا و خاله ها! یه توپ تنبل (توپ فوتسال) دستم بود.آرمان بهم گفتم: رفیقم این توپو میندازه زمین و وقتی میاد بالا رو زانوش نگه میداره توپو. منم گفتم: همین؟ اینکه چیزی نیس بابا! بیا نیگا کن. منه ساده لوحم توپو زدم زمین و آماده شدم.... و اون توپ هرگز بالا نیومد! ضایع شدن من همانو خنده هیستریایی بروبکس هم همان! (اونایی که نمیدونن توپ تنبل چیه خدمتشون بگم که توپ تنبل توپیه که در فوتسال مصرف میشه و هرچقدرم محکم به زمین کوبیده بشه بیشتر از ۱۰-۱۵ سانتیمتر بالا نمیاد!)

۵- پارسال با بچه ها پول جمع کردیم و از طرف به پسر برای یه دختر و از طرف اون دختره برای پسره کارت ولنتاین و چند شاخه گل رز فرستادیم! اون ۲ نفر قبلا دوست پسر و دوست دختر هم بودن. خلاصه اینا هرکدوم فکر میکردن اون کی پشیمونه. وقتی رفتم به دیدن هم و دیدن هیچکدوم کارتی نفرستاده فهمیدن کار ما بوده! فحش بود که میخوردیم ولی به خندش می ارزید!

اینم ۵ نفر من:

۱- ام.آر.آی محمد

۲- بندینی

۳- محیا

۴- علی (جیگر جمع کن)

۵- سام

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم دی 1385ساعت 14:12  توسط نیما | 
اینم درواقع میشه اولین پست من تو این بلاگ گروهی!

قبل از هر چیزی و با البته با کمی تاخیر آزادی مجتبی سمیع نژاد عزیز رو تبریک میگم. واقعا زور داشت فقط برای بیان نظرش در مورد ۳ نفر دستگیر شده افتاد زندان. واقعا جای خوشحالی داره که بعد از حدود ۳ سال این بلاگر هم آزاد شد.

بگذریم... داشتم تو نت میگشتم که یهو چشمم به یه پست جالبی تو سایت نقطه افتاد. همو متنو عینن کپی میکنم اینجا. خوندنشو بهتون توصیه میکنم!

چگونه احمدی نژاد را ببینیم و از هوش نرویم!

رييس جمهور: مردم در سفرهاي استاني من بيهوش مي‌شوند!

توصيه‌هاي ايمني براي جلوگيري از غش كردن و از هوش رفتن:
1- قبل از ديدار با رييس‌جمهور مقدار كافي كاهگل با خودتان داشته باشيد. اين درمان ساده‌ي سنتي براي افراد به شدت سنتي، به شدت توصيه مي‌شود.
2- به ستاد حوادث غيرمترقبه پيشنهاد مي‌شود قبل از ديدار مردمي با رييس جمهور، چادرهاي امدادي در محل برپا كنند. وجود كپسول‌هاي اكسيژن و دستگاه شوك الزامي است.
3- قبل از ديدار مردم از آنان آزمايش و چكاپ كامل پزشكي گرفته شود و به دو دسته «از هوش روندگان» و «از هوش نروندگان» تقسيم شوند. افراد غشي مخصوصاً آنها كه خيلي خوش‌خنده هستند و از خنده غش مي‌كنند بايد قرنطينه شوند.
4- براي دسته‌ي از هوش روندگان محل جداگانه‌اي در نظر گرفته شود كه آنجا به محض بسم‌الله رييس جمهور درجا از هوش بروند و زير دست و پا نمانند.
5- توصيه مي‌شود در همان محل تشك‌هاي مخصوصي جهت دسته افراد از هوش رونده تعبيه شود كه خداي‌نكرده آسيب نبينند و اعتبار دولت خدشه‌دار نشود. اين‌طوري با يك بيهوشي تميز مواجه خواهيم بود. خيلي تيميس!
6- اكيپي ترجيحاً توسط هلال احمر براي باد زدن و پاشيدن ليوان آب به صورت از هوش‌روندگان در ديدار با رييس‌جمهور در محل آماده باشند. مي‌توانند محض تست و اين كه اطمينان يابند طرف «ريا» نكرده او را قلقلك دهند.
7- پيشنهاد مي‌شود علاوه بر دسته‌هاي موزيك و گروه استقبال و سرود گروهي با عنوان «هيأت غش‌كنندگان براي رييس‌جمهور» در فرودگاه‌ها آماده باشند و پس از مراسم ديگر، در حركتي هماهنگ و برنامه‌ريزي شده، اجمعين از هوش بروند.
8- به بهترين غش‌كننده براي رييس‌جمهور در استان مورد نظر پستي مناسب اعطا شود. كساني كه دست و پا سرشان در فشار شكسته باشد بر حسب درصد جانبازي براي رييس‌جمهور، در اولويت هستند.
9- پيشنهاد مي‌شود به جاي «سفرهاي استاني هيأت دولت» از عبارات « توسعه هوشبري سراسري» يا «گسترش بيهوشي عمومي» يا « هوشبري ملي» استفاده شود.
10- از فن‌آوري شگفت‌انگيز «ديدار با رييس جمهور» به جاي تخصص‌هاي هوشبري و انواع بيهوشي‌هاي موضعي و عمومي استفاده شود. هر چند در تخصص هوشبري عمومي ايشان شكي نيست.

■ خارج از دستور:
مرد حسابي! اين عوام‌فريبي‌ها به چه درد مي‌خورد؟ مردم بايد «هوشيار» باشند. اين تبليغات كهنه‌ي عوام‌پسندانه و خود را شيخ و اوتاد فرض كردن كه مردم برايش دست و پا مي‌شكنند چه فايده‌اي دارد و تا كي بايد به اين جهل مركب دامن زد؟ من يك رييس‌جمهورم كه آمده‌ام براي مردم كار و به آنان خدمت كنم نه بيشتر. مردم از شدت تقاضا و استيصال بلكه دردي مطرح كنند يا نامه‌اي بدهند، فشار آورده و احياناً چند نفري زير دست و پا و در فشار مانده‌اند ديگر اين همه تبليغات جاهلانه و خود را «قبله عالم» فرض كردن براي چيست؟ اين نشان‌دهنده‌ي «بي‌نظمي» و نگاه گله‌وار به مردم است نه انتظار از ملتي كه بايد نظم و قانون را بياموزد. اين، گريه دارد، گريه...

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم شهریور 1385ساعت 18:39  توسط نیما |